به نام حق
سلام
می دونین وبلاگ نویسی هم حال و حوصله می خواد. من نظرم اینه که آدمای درون ریز نیاز به وبلاگ نوشتن دارن. چون این افراد نمی تونن حرفشونو به بعضی آدما بزنن. البته لازم به ذکره که همین اشخاص فوق الذکر بعضی وقتا با برخی افراد راحتتر از هرکسی حرف می زنن.مثال بارز و عینی خود منم. من با رئیسم (جناب آقای دکتر رضوی ریاست محترم مرکز کارآفرینی دانشگاه....)خیلی راحت حرف می زنم ولی با یکی مثل پدرم رسمی ترم. در صورتیکه باید با پدرم راحتتر باشم. من خیلی از آدما رو اینجوری دیدم مثلا یکی از دوستان من با همکاراش یا رئیسش راحتتر از شوهرش حرف می زنه. می دونین من احساس می کنم شاید به دلیله اینه که می خوایم پرده احترام بینمون شکسته نشه. خب این خوبه ولی به نظر برخی بزرگان آدم باید در همه جا و از همه حقشو بگیره.
مثل اتفاقی که روز چهارشنبه افتاد من آخرش نتونستم حق ولنتاینمو از کاظم بگیرم و هنوز منتظرم........
مي دونين دلم نيومد اتفاقي كه روز پنج شنبه برامون افتاد رو براتون تعريف نكنم.
صبح پنج شنبه از منزل خواهرشوهرم آمديم بيرون و به سمت منزل راه افتاديم. وسط راه به كاظم گفتم بريم تعميرگاه، ماشينو بديم درست كنن آخه ضبط ماشين چند روزي بود كه قطع و وصل مي شد. وقتيكه تعميركار ضبط ماشينو ديد، هر چي دنبال علت قطع شدن گشت چيزي پيدا نكرد. ناچار شد ضبط رو بيرون بياره و داخلشو نگاه كنه. ناگهان گفت خدا بهتون رحم كرده كه ضبط ماشينتون نسوخته وقتي علت رو پرسيديم، دوتا سكه ۲۵ توماني نشونمون داد و گفت اينا رو از توي ماشين درآوردم. تازه شستمون خبردار شد كه كار كار آقا مهدياره.
تازه وقتي كه بهش سكه ها رو نشون داديم خوشحال از اينكه دوباره سكه پيدا كرده اونارو گرفت و سعي مي كرد به داخل ضبط فرو كنه.
اينم يكي از شيرينكارياي شيطان رگاس
سلام این عکس ما سه نفر برای شما عزیزان
می دونین قکر کردم اگر چند مطلب درباه موفقیت در زندگی زناشویی بذارم بد نباشه شاید کاظم من هم از همین طریق مطالب رو بخونه و در زندگیش پیاده کنه. البته قابله ذکره که ایشون پر از اطلاعاتند و همه رو در زندگیشون پیاده می کنن.
خب پس اولین مطلب رو امروز براتون می ذارم.
حفظ آرامش و خونسردی
بیان کردن اولین "دوستت دارم" از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. شاید ماهها طول بکشد تا شما شجاعت لازم را بدست آورید؛ اگر به اندازه کافی صبر نکنید و یک مرتبه، بدون وجود هیچ گونه پیش زمینه ای، این کلمات را به زبان بیاورید، ممکن است در موقع نامناسب این کار را انجام داده و به طور کلی رابطه را خراب کنید.
پیش نیازها
-
از خودتان سؤال کنید که آیا واقعاً عاشق او هستید؟ زمانیکه این عبارت را به زبان می آورید در حالیکه قلباً او را دوست نمی دارید، مانند این است که یک ملافه لکه دار را پیش روی او قرار داده اید و دعا می کنید که او لکه ها را نبیند. چنین چیزی امکان پذیر نیست؛ هیچ چیزی قابل درک تر از یک "دوستت دارم" تقلبی و دروغین نیست. به ویژه زمانیکه هنگام خداحافظی برای بدست آوردن کمی سکس آنرا بگویید. شاید در آن لحظه به هدف خود برسید اما مطمئن باشید که او بعداً به خاطر این مسئله از شما تنفر پیدا خواهد کرد.
-
پیشاپیش برنامه ریزی کنید. اما نه بیش از اندازه! خوب است که بدانید باید چه حرفی را چه موقعی بزنید، اما نباید این کار را تبدیل به رژه نظامیان کنید. به احساسات ناگهانی خود نیز اجازه عرض اندام بدهید. شاید انجام این امر برای برخی افراد سبب ایجاد استرس بیش از اندازه ای شود، آنها می توانند در این مواقع یک نامه عاشقانه بنویسند و آنرا در قلب خود بایگانی نمایند. به هر حال باید بدانید که هر طور شده باید با چنین مسائلی برخورد کرده و با واقعیت روبرو شوید.
-
در مقابل واکنش آنها با ذهن باز عکس العمل نشان دهید. خیلی راحت میشود در این دام گیر افتاد. باید پیش از مطرح کردن هر گونه مطلبی عکس العمل طرف مقابل را پیش بینی کنید. هیچ گاه تصور نکنید که پاسخ شما را با خوشرویی تمام می دهند و بعد هم در آغوش شما غش خواهند کرد. ممکن است این صحبت شما آنها را شوکه کند و یا حتی بدتر اینکه آنها چنین احساس مشابهی نسبت به شما نداشته باشند. به هر حال همیشه انتظار دیدن بهترین سناریو را نداشته باشید و اگر فکر می کنید که نمی توانید با عواقب آن روبرو شوید آنقدر صبر کنید تا از نتیجه کاملاً مطمئن شوید.
لحظه فراموش نشدنی
جسور باشید. هیچ راهی وجود ندارد که یک مرتبه این لحظه را مطابق میل شما تغییر دهد؛ اما می توانید نتیجه کار خود را با خوب صحبت کردن و در عین حال حفظ و برقراری ارتباط چشمی، مطبوع گردانید. نباید این کار را خیلی سریع انجام دهید، به خاطر اینکه ممکن است آنها به درستی متوجه منظور شما نشوند و به همین دلیل شما مجبور می شوید که مجدداً برای چندین مرتبه دیگر آنرا تکرار نمایید تا آنها به طور دقیق متوجه منظور شما بشوند. باید سعی کنید که این کار را در زمان مناسب و در موقعیت مناسب انجام دهید. همین حالا به آن فکر کنید؛ معطل نکنید! تصور کنید که تک تیر انداز عشق هستید و فرد مورد نظر درست در تیررس شما قرار گرفته. نشانه شما کاملاً ثابت و حقیقی است. حالا زمان آن می رسد که بهترین شلیک عمر خود را انجام دهید. به هر حال باید از خودتان انتظار بدست آوردن چنین موفقیتی را داشته باشید.
تسویه
صبور و شکیبا باشید. حتی اگر در موقعیتی قرار گرفتید که به پاسخ دلخواه خود از جانب او دست پیدا نکردید، باز هم جای نگرانی و ناامیدی نیست؛ باید راهکارهای خود را در جهت بهبود رابطه تغییر دهید. این کار در نظر آنها تعجب آور است؛ هیچ اشکالی ندارد، فقط کافی است به او کمی فرصت بدهید تا شرایط جدید را هضم کرده و خودش را با این شرایط هر چه بهتر و بیشتر وفق دهد. در نهایت باید بدانید که مطرح کردن عشق، چیزی جز ارزش و احترام را با خود به دنبال ندارد. این عبارت از قلب شما نشئت می گیرد و بالطبع در قلب طرف مقابل نیز می نشیند. نباید از "دوستت دارم" به عنوان کلمه رمزی برای عبور از برخی از درهای بسته استفاده کنید و فقط آنرا در صورتی به زبان بیاورید که احساساتتان پاک و خالص باشد.
پسر من و کاظم (مهدیار)، یک سال و ۱۰ ماهشه که به اندازه یک بچه دو ساله اذیت می کنه. بعضی وقتا موقعی كه داره پوست سرمو می کنه، می شینم یه گوشه و می زنم توی سرم. بعد تا می یام گریه کنم می ره یه گوشه شروع می کنه به خنده و اداهای با مزه از خودش در می یاره و بلاخره منو می خندونه.
یادمه یک روز منزل مامان بودیم، دوست بابام که تازه از دوبی آمده بود، یک پسر ۷-۸ ساله داشت که خیلی تپل و بامزه بود. مهدیار از شدت خوشحالی از اینکه یه دوست کوچولو پیدا کرده بسیار ذوق زده شد و به سمت راشد(همان پسر کوچولو) دوید و شروع کرد به کشیدن موهاش. راشدم شروع کرد به داد زدن و به همون لهجه عربی گفت شیطان، شیطان رگاس، و این از اون به بعد اسم مهدیار ما توی خونه شد.
در ضمن رگاس به زبان عربي محلي يعني مردم آزار
السلام علیک یا ابا عبدالله
سلام با عرض پوزش به دلیل تاخیر چند روزه این حقیر.
بنده به دلیل عزاداری امام حسین(ع) و مراقبت چند روزه از کاظم عزیز نتوانستم وبلاگم را به روز کنم.
یک خبر خوشحال کننده برای شما دوستان کاظم عزیزم عمل بسیار موفقیت آمیزی را انجام داد و الان به قول خودش جهان را پس از ۱۵ سال بدون عینک می بیند.
بنده حقیر برای تمامی کسانی که این عمل را انجام داده اند یا کسانی که در شرف انجام آن هستند آرزوی سلامتی و تندرستی می کنم.
از آقا ابا عبدالله و آقا ابوالفضل عباس برای تمامی مریضان شفای عاجل را خواهانم.
انشاء الله
به نام حضرت دوست
۸۵/۱۰/۲۹ ، ساعت ۳۰/۲۲ شب، کاظم می گه امروز رفتم پیش دکتر اسلامی. گفته اگر چشماتو عمل کنی بهتره آخه نمره ی چشمام رفته بالا.
از من می پرسه مریم به نظرت برم چشمامو عمل کنم. منهم با تردید میگم اگه دوست داری برو ولی ته دلم دوست ندارم بره هم می ترسم و هم نگرانم شاید به خاطر اینه که کاظم عینکی رو بیشتر از کاظم بدون عینک دوست دارم. اما بلاخره رضایت می دم و اقدامات لازم انجام می شه.
۸۵/۱۱/۸ ، ساعت ۱۱ صبح، دلشوره عجیبی دارم یعنی الان کاظمم رفته توی اتاق عمل، یعنی سالمه و......... آخه امروز چشمشو عمل می کنه. کاظم عزیزم من و مهدیار فرزند عزیزمان برای سلامتیت دعا می کنیم.
خدایا! از تو می خوام کاظم من سالم و صحیح از توی اتاق عمل بیاد بیرون.
انشاء الله
بنام تک نوازنده گیتار عشق
سلام همسرعزیز و مهربانم
این اولین مطلبیه که دارم برات می نویسم.
می دونی احساس می کنم که حس خوبیه وقتی آدم درد دلشو بنویسه به جای اینکه بگه، چون اثری که در نوشتن هست در گفتن نیست.
خب اولین جمله ای که در وبلاگم می نویسم این است:
کاظم عزیزم دوستت دارم
(در ضمن از دوست عزیزم اکرم السادات فاطمی که من رو در تهیه این وبلاگ کمک کرد تشکر میکنم).
بسم الله الرحمن الرحیم

